سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
691
تاريخ ايران ( فارسى )
دنسترويل هم كه در اين موقع بكنترل بندر غازيان و انزلى دست يافته بود فورا در جواب يك دستهء كوچكى بدان صوب روانه داشت و بتدريج نيز هرموقع به قوائى دسترسى پيدا مىكرد به امداد دستهء مزبور ميفرستاد . وى در ضمن سه كشتى با ظرفيت كافى براى حمل تمام نيروى خود فراهم كرده محفوظ داشت كه چنانچه حادثهاى رخ دهد و مجبور به تخليهء آنجا شود وسائل حركت داشته باشد . خلاصه وى در اول ماه اوت ستاد خود را به باكو منتقل نمود . موقعيت نظامى از همان روز حركت يأسآور بود . تركها چون با مخالفت و مقابلى شديدى مواجه نشدند سپاه باكو را كه مركب از ارامنه بود از جلو خودشان رانده بودند . بيچراكوف هم كه فرماندهى آرتش سرخ واگذار به او شده بود نيروهاى خود را از باكو به طرف دربند عقب كشيد و اين عمل تا جائى كه مربوط به شانس موفقيت دنسترويل بود مهلك بوده است . نيروهاى دشمن در نزديكى باكو موضع گرفته و در هرموقع كه ميخواستند قادر به بمباران شهر و بندر بودند ، ولى خوشبختانه توپهاى سنگين در اختيار نداشتند . يگانه عقيدهء ساخلو اين بود كه انگليسىها بايستى جنگ را در تحتنظر گرفته و شروع به نبرد كنند و درعينحال تمامى وسايل زندگى و خواربار طرف احتياج عمومى را فراهم كنند . آذوقه خيلى كم بود و حتى به قدر سدجوع پيدا نميشد . چون عدهء نفرات انگليسىها در باكو هيچوقت از 1200 نفر تجاوز نكرده بود اين مطلب صاف و روشن بود كه در صورتى كه قواى محلى دلاورانه پيكار نكنند شهر بطور حتم مىبايد سقوط كند . در حقيقت نيروى بزرگ تركها بايستى آنجا را بدون محاصره گرفته باشد . در 14 ماه سپتامبر وقتىكه تركان حملهء عمومى را در باكو شروع نمودند نيروهاى مقيم آنجا ترس و جبن ذاتى خود را نشاندادند . گرچه انگليسىها شجاعت ملى خود را بروز دادند و عدهء تلفات در آخرين نبرد بالغ بر بيست درصد عدهء اصلى شد معهذا ناگزير به تخليه شدند . جاى شكر است كه در نتيجهء حسن انتظامات و عمليات ستاد آرتش و نيز بواسطهء فقدان جسارت در بين دشمن اين عقبنشينى به نحو مطلوبى صورت گرفته و افراد قشون همگى سالما و بدون وقوع حادثهء ديگرى به بندر انزلى رسيدند . بدين ترتيب داستانى از قهرمانى